فیس.بوک، دوست یا دشمن؟!

اگر آمارهای طلاق و اختلافات خانوادگی در کشورهای اروپایی را نگاه کنید، جلوی درصد بزرگی از آنها نوشته شده: «متهم؛ فیسبوک» شبکه اجتماعی که نوع مراودات را تغییر داده و پا را از لرزان کردن پایههای زندگی مشترک فراتر گذاشته، به فروپاشی خانواده رسیده است.
- سه سال پیش که فیسبوک درکار نبود، آیا خانوادهها، به خوشی و صمیمیت درکنار هم زندگی میکردند؟ آیا شام خوشمزهتری در سفرهها نبود؟ اصلا زوجهایی که اکنون در خانه، شخص سومی به نام فیسبوک دارند، سه چهار سال پیش زیر یک سقف زندگی میکردند؟
این جمله یک توهم نیست، واقعا در انگلیس اعلام شده یکپنجم طلاقها به فیسبوک ربط دارد که یک پای آن هم زنان هستند.
یک وکیل آمریکایی میگوید: «بیش از 90 درصد موارد طلاق این روزها، مربوط به فیسبوک و بقیه شبکههای اجتماعی است. اما چرا فیسبوک تا این حد روابط زن و شوهری را تغییر داده است؟
فضولی در شبکه اجتماعی
جذابیتهای فیسبوک، برای ردههای سنی مختلف فرق دارد. اما عمده دلیل جذابیت آن، فضولی در کار مردم است! تعارف که نداریم، عامه مردم و مخصوصا زنان دوست دارند بدانند
ادامه مطلب
لطفا Like نکنید!

-
این کاربران برای دو سال به وسیله فیس بوک ردیابی میشوند!
مقامهای ذیربط در ایالت اشلسویگ-هولشتاین آلمان به سازمانهای دولتی این ایالت دستور دادهاند که صفحات خود در شبکه اجتماعی فیس بوک را تعطیل و دکمه "Like" آن را نیز از وب سایتهایشان حذف کنند.
به گفته این مقامها، فیس بوک با جمعآوری اطلاعات کاربران از این طریق، قوانین اتحادیه اروپا و آلمان را نقض میکند. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش میدهد که شرکت فیس بوک اتهام وارده از سوی مقامهای ایالتی در آلمان را بی اساس دانستهاند.
دکمه "Like" یکی از پر طرفدارترین قابلیتهای فیس بوک است که به کاربران اجازه اشتراک در صفحات مورد علاقه خود و دریافت اطلاعات منتشر شده در آن را میدهد. فیس بوک در آوریل سال 2010 میلادی از دکمه "Like" پردهبرداری کرد اما به گفته مقامهای ایالت مذکور، اطلاعات افرادی که وارد سایت فیس بوک میشوند یا بر روی دکمه یک صفحه فیس بوکی که در وب سایت خاصی نصب شده است کلیک می کنند، توسط فیس بوک در کامپیوترهای این شرکت در آمریکا ذخیره میشود و این کاربران برای دو سال به وسیله فیس بوک ردیابی میشوند.
مرکز مستقل حفاظت از حریم خصوصی (Unabhängige Landeszentrum für Datenschutz) ایالت اشلسویگ-هولشتاین طی بیانیهای اعلام کرد سازمانهای دولت ایالتی که از فیس بوک خارج نشوند و دکمه آن را از سایتهای خود حذف نکنند، جریمه نقدی خواهند شد.
دولت آلمان طی سالهای گذشته با چند شرکت اینترنتی از جمله گوگل درباره حفاظت از اطلاعات مربوط به حریم خصوصی کاربران برخوردهایی داشته است. قوانین آلمان در خصوص حریم خصوصی کاربران در اینترنت سختگیرانه ارزیابی میشود.
منبع خبر و گزارش کامل: https://www.datenschutzzentrum.de/presse/20110819-facebook.htm
به نقل از ایسنا
هـــشـت سالگی...

سلام 
تولد بلاگ مباسافت مبارک 
ممنون از همراهی 8سالهی تمام همراهان 
محمدعلی
۱۰ اشتباه رایج در رابطه با شبکه های اجتماعی
شبکههای اجتماعی در کشور ما نیز به مانند بقیه دنیا، طرفداران بسیاری دارد. با این حال در برخی موارد شاهد انجام کارهای معمولی در آنان هستیم که به نظر میرسد از درک غلط افراد نسبت به یک اصطلاح و یا امکان تکنولوژیک خاص ناشی میشود. البته این موضوع به هیچ وجه محدود به ایران نیست. به طوری که بسیاری از فعالان رسانهای در کشوری مانند ایالات متحده نیز به آن پرداختهاند. اینکه ریشه این اشتباهات در کجاست جای بحث بسیار دارد. شاید در موارد وطنی بسیاری بتوان آنان را به ناآگاهی افراد از یک اصطلاح انگلیسی و یا یک پدیده اجتماعی خاص ربط داد. اما همانطور که در متن نیز اشاره خواهم نمود، برخی از این اشتباهات بار جهانی دارند.

در یکی از ستونهایی که برای ماهنامه نوشتم، به این نکته اشاره کردم که برخی اعتقاد دارند رشد شبکههای اجتماعی تا حد بسیاری بر این حقیقت بنا شده است که افراد ارزش اطلاعات شخصیشان را نمیدانند. البته در این نوشته قصد ندارم وارد این بحث شوم که چه حدی از اشتراک، سالم و بیخطر محسوب میشود. فقط به این نکته بدیهی اشاره میکنم که فیسبوک، توییتر و دیگر شبکههای اجتماعی محبوب، مسلما مکان مناسبی برای ذکر تمام جزئیات زندگی شخصیتان نیستند. چه بسا ماهها و یا سالها بعد از اینکه تا این اندازه اشتراکی عمل کردهاید، پشیمان شوید.
قبل از ذکر این ۱۰ نکته، بازهم ذکر میکنم که از نوشتههای من برداشت شخصی نکرده و از آنها ناراحت نشوید!
۱- بخش Employers در فیس بوک اشاره به کمپانی، مؤسسه، سازمان و … دارد که شما برای آن کار میکنید. به طور مثال یکی از Employer های نویسندگان این وبلاگ “ماهنامه شبکه” است. وقتی در جواب این بخش مینویسید “architect“ ، با کمال فروتنی باید اعتراف کنم که اشتباه میکنید! این حرفه شماست ولی Employer شما به طور مثال جایی مانند “شرکت ساختمانی “X است. در ضمن به عنوان یک نکته ریز باید توجه داشته باشید که حرفه شما کاری است که به صورت حرفهای و با دوره زمانی ثابتی در حال انجام آن بوده و در ضمن از انجام به صورت مالی منتفع میشوید. صرف فارغالتحصیلی از دانشگاه و انجام چند پروژه دانشجویی با مجموع درآمد ۱۰۰ هزار تومان شما را برنامهنویس، معمار و یا هر عنوان دیگری نمیسازد.
ادامه مطلبSearch Engine Optimization (SEO): An Hour a Day, 3rd Edition
سئو (SEO) چیست؟
سئو مجموعه دستورات استانداری است که شما برای بهینه سازی وب سایت خود جهت مشاهده در نتایج موتورهای جست و جوی اینترنتی به کار میبرید. شما با استفاده از این روش ها می توانید موثرتر و هدفمندتر وب سایت خود را معرفی کنید.
به طوریکه بازدیدکنندگان حقیقی که به دنبال محتوای سایت شما هستند وب سایت شما را مشاهده کنند و به علاوه بتوانید رتبه ی سایت خود را در نتایج موتورهای جست و جو افزایش دهید. مطمئنا با استفاده از این روش های استاندارد و حرفه ای نیازی به پرداخت هزینه های گزاف و غیر معقول به شرکت ها و وب سایت های غیر حرفه ای نیست.
Search Engine Optimization (SEO): An Hour a Day, 3rd Edition
Jennifer Grappone, Gradiva Couzin
ISBN: 978-0-470-90259-2
432 pages
January 2011
منبع:
http://eu.wiley.com/WileyCDA/WileyTitle/productCd-0470902590,descCd-DOWNLOAD.html
به صورت کامل و رایگان دانلود کنید
کسب اطلاعات کاربردی و جدید در زمینه SEO، به زبان انگلیسی.

چطور می فهمی که در سال ۲۰۱۱ هستی؟
۱- یهو نگاه می کنی می بینی خانوادت ۳ نفر بیشتر نیستن ولی ۵ خط موبایل دارن.
۲- واسه همکارت ایمیل می فرستی، در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته.
۳- رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر می شه تا به حد صفر برسه.
۴- ماشینت رو جلوی در خونه پارک می کنی، بعدش با موبایلت زنگ می زنی خونه که بیان کمک و چیزایی رو که خریدی ببرن داخل.
۵- هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره.

۶- وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی، استرس همه وجودت رو می گیره و با سرعت بر می گردی که موبایلت رو برداری. بدون توجه به اینکه ۳۰-۲۰ سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی!
۸- صبح ها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که می کنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله!!
۹- الآن در حالی که این ایمیل رو می خونی، سرت رو تکون می دی و لبخند می زنی.
۱۰- اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره ۷ نداره.
۱۱- الآن دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره ۷ رو داشته یا نه!
۱۲- و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالا حتما شماره ۷ رو پیداش می کنی، بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی.
۱۳- دوباره برمی گردی بالا ولی شماره ۷ رو پیدا نمیکنی. خوب! من شوخی کردم ولی نشون میده که تو، انسان عصر ۲۰۱۰، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه می گن باور می کنی.
منبع: خبرگزاری ایتنا
وقتی معذرت نمی خواهیم!

1- یکی از دوستان که چند سالی است در ژاپن تحصیل می کند، از آداب و فرهنگ رفتاری ژاپنی ها چیزهای جالبی می گفت. مثلاً اینکه ژاپنی ها مردمی سخت کوش، منظم، مقتصد و معتقد به کار گروهی هستند و در مقابل مشکلات بسیار آرام و صبورانه عمل می کنند و دقیقا در پرتو چنین ویژگی های رفتاری است که کشوری که جنگ ویرانگر دوم جهانی را پشت سر گذاشته و زلزله های ویرانگری را همواره تجربه می کند توانسته است با قامتی افراشته در بین اقتصادهای برتر دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد. اما یکی دیگر از ویژگی های مهم ژاپنی ها که کمتر به آن توجه می شود وجود فرهنگ معذرت خواهی در آنها است. بر خلاف ما ایرانی ها که خیلی اهل عذر خواهی از همدیگر بابت اسباب رنجش ها، مزاحمت ها و کوتاهی هایی که در وظایفمان داریم نیستیم، ژاپنی ها به محض بروز کوچکترین قصور یا کوتاهی، فارغ از اینکه در چه مقام یا مرتبه ای باشند به راحتی از طرف مقابل به دلیل آنچه که رخ داده عذر خواهی می کنند و آن را شروع مناسبی برای جبران مافات آنچه که اتفاق افتاده می دانند.
اقدام مدیر عامل شرکت خودرو سازی تویوتا که بدون هیچ واهمه ای از به خطر افتادن جایگاه یا شخصیتش در مقابل دوربین های خبرنگاران از خریداران محصولات این شرکت در سراسر جهان بابت یک نقص فنی ساده در خودروهای تولیدی شرکتش عذر خواهی نمود نشان می دهد که این ویژگی رفتاری تا چه اندازه در ژاپنی ها نهادینه شده و چقدر آنها معتقد و متعهد به ایفای به موقع و صحیح آن می باشند.
2- سال های زیادی است که در سازمان هایمان شاهد آزمون و خطاهای بی شمار در شغل ها، طرح ها و برنامه ها هستیم. طرح هایی که با اشتیاق زیاد شروع می شوند ولی وقتی به دلایل مختلف توفیقی حاصل نمی شود به کناری گذاشته می شوند. بدون اینکه معذرت خواهی از کسی شنیده باشیم. آن وقت است که این حسرت به سراغمان می آید که چرا این همه بودجه تلف شد؟ چرا این همه وقت و زمان هدر رفت؟ چرا این همه آدم سرکار آمدند؟ چرا این همه آدم از کار کنار گذاشته شدند؟ آیا عده ای که مورد آزمایش چنین طرح ها و برنامه هایی قرار گرفته اند، هرگز کلام تشکر را شنیده اند؟ شاید!، اما آیا از آنان عذرخواهی شده که وقت تان تلف شد، انرژی تان هدر رفت، متحمل هزینه های مالی شدید؟ خیر!، فقط به این دلیل که یاد نگرفته ایم معذرت خواهی کنیم.
این در حالی است که آموزه های دینی و فرهنگی ما سرشار از طلب بخشش است. هنوز در بین عموم جامعه این مثل که «ببخش تا خدا تو را ببخشد» در جریان است. همه ما در حالی امید به بخشش خداوند داریم که وقتی پای طلب بخشش از بنده خدا در میان می آید، غرور و تعصب بیجا مانع می شود و با این کار حس احترام و اعتماد دیگران را نیز از دست می دهیم. چه خوب است گاهی آموزه هایمان را مرور کنیم و باور کنیم که معذرت خواهی کار بزرگان است و بیاموزیم همانگونه که بخشیده شدن را دوست داریم، طلب بخشش را نیز قدر بدانیم.
منبع: سعید هداوند - ناگفته های مدیریتی
اظهار نظر ()